تبلیغات
داستان زیبا - سه الف اساسی

داستان زیبا

دیــر بـــاریدى بـــاران...!!!!! دیر!!!! من مدت هاست در حجم نبودن کسی خشکیده ام.....!!!!

سه الف اساسی

اطمینان:

روزی اهل روستا تصمیم گرفتند؛برای بارش باران دعا کنند.در روز مقرر همه گرد هم امدند ولی فقط یک پسر بچه همراه خود چتر آورده بود.به این می گویند اطمینان!!!!!!

ایمان:

ایمان هم چون کودکی یکساله است،که وقتی شما او را به هوا می اندازید،،می خندد،چون یقین دارد شما او را خواهید گرفت.

امید:

هر شب به رختخواب می رویم،بدون هیچ تضمینیبرای اینکه فردا صبح از رختخواب بیدار شویم.با این وجودکلی برنامه ریزی برای روز آینده داریم!!!!



[ پنجشنبه 25 خرداد 1391 ] [ 10:16 ق.ظ ] [ sara ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه