تبلیغات
داستان زیبا - رحلت رسول اکرم و شهادت امام حسن مجتبی(ع)بر عموم شیعیان تسلیت باد....

داستان زیبا

دیــر بـــاریدى بـــاران...!!!!! دیر!!!! من مدت هاست در حجم نبودن کسی خشکیده ام.....!!!!

رحلت رسول اکرم و شهادت امام حسن مجتبی(ع)بر عموم شیعیان تسلیت باد....
نام امام دوم، حسن است و این نام از طرف پروردگار عالم به ایشان عنایت شده است. از امام سجاد علیه السلام روایت است كه چون حضرت مجتبی علیه السلام به دنیا آمد، جبرییل بر پیامبر اكرم نازل شد و از طرف حق تعالی گفت: چون منزلت امیرالمؤمنین نسبت به تو به منزله هارون نسبت به موسی است و اسم پسر هارون حسن بوده است، پس اسم او را حسن بگذارید. روایت منزلت روایتی است مشهور میان علمای اسلام، زیرا از طریق عامه و خاصه با سندهای متعددی از رسول اكرم روایت شده است كه مكرراً فرموده‌اند: یا علی انت منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی؛ «تو نسبت به من همچون هارونی نسبت به موسی، جز آن كه پس از من پیامبری نخواهد آمد.» یعنی همچنان كه هارون در غیبت موسی، خلیفه موسی بود تو نیز خلیفه منی و فقط تفاوت در این است كه پس از موسی پیامبرانی آمدند، ولی پس از من پیامبری نخواهد آمد.
مشهورترین كنیه آن بزرگوار ابومحمّد، و مشهورترین القاب ایشان مجتبی و سبط اكبر است. آن بزرگوار چهل و هفت سال عمر كردند زیرا ولادت آن بزرگوار شب نیمه رمضان المبارك سال سوم هجرت بود. آن حضرت هفت سال با جدّ بزرگوارش، و بعد از آن سی سال با پدر بزرگوارش زندگی كرد. ایشان ده سال امامت كردند.

شهادت امام حسن علیه السلام
جعده، دختر اشعث بن قیس، نفاق را از پدر به ارث برده بود. معاویه صدهزار درهم به همراه زهری کشنده برای او فرستاد و به او وعده داد اگر موفق به کشتن حسن علیه السلام شود، پول بیشتری به او بدهد و او را به عقد پسرش، یزید ، درآورد.
روزی که امام علیه السلام روزه بود، جعده زهر را در شیر ریخت و در هنگام افطار به امام داد. امام مقداری از آن نوشید و بلافاصله زهر را احساس کرد و فرمود:« اناالله و انا الیه راجعون»
از آن پس، پیوسته لخته های خون بالا می‌آورد و این وضع 40 روز ادامه داشت تا سرانجام در روز 28 صفر سال 58 هجری پس از وصیت به برادرش، امام حسین علیه السلام، دار فانی را وداع گفت.
در تاریخ نوشته‌اند معاویه سه بار امام را مسموم ساخته بود، ولی مرتبه سوم زهر به قدری قوی بود که به سرعت او را از پا درآورد.

وصیت امام حسن(علیه السلام)

امام حسن علیه السلام قبل از شهادت، به امام حسین علیه السلام درباره دفن و کفن خود چنین وصیت فرمود:« برادرم! دوست دارم در کنار مرقد مطهر جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم دفن شوم ولی اگر دشمنان نگذاشتند ( که می‌دانم نخواهند گذاشت)، راضی نیستم کار به خشونت بکشد و حتی یک قطره خون از کسی ریخته شود. پس اگر نگذاشتند، مرا در نزد مادربزرگم، فاطمه بنت اسد ، در بقیع دفن کنید.»
بنی هاشم جنازه را به طرف حرم رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم حرکت دادند ولی مروان و گروهی از هواداران بنی امیه مانع شدند و گفتند:« عثمان مظلومانه در بقیع دفن شود و حسن در جوار رسول خدا؟ هرگز!»
عایشه نیز از راه رسید و گفت:« خانه خانه من است و نمی گذارم کسی را که دوست ندارم در آن خانه دفن کنید.»
میانجیگری ابن عباس نیز سودی نبخشید و اختلاف بالا گرفت و کار به آنجا رسید که _مطابق برخی روایات_ تابوت را هدف تیر قرار دادند و 70 چوبه تیر به تابوت اصابت کرد.
امام حسین علیه اسلام و به پیروی او بنی هاشم خویشتنداری کردند و گفتند قصد ندارند جنازه را در کنار قبر رسول خدا دفن کنند و تنها می‌خواهند آن را دور قبر پیامبر طواف دهند. جنازه به گرد حرم طواف داده شد و سپس به بقیع منتقل و در نزدیکی قبر فاطمه بنت اسد مادر امیرالمومنین علیه السلام دفن شد.
در تشیع جنازه‌ی امام حسن علیه السلام همه مردم مدینه می‌گریستند و تمامی بازارهای مدینه تعطیل شده بود. (سایت تبیان)




[ پنجشنبه 21 دی 1391 ] [ 05:30 ب.ظ ] [ sara ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه