تبلیغات
داستان زیبا - شهادت امام رضا (ع)بر همه شیعیان تسلیت باد....

داستان زیبا

دیــر بـــاریدى بـــاران...!!!!! دیر!!!! من مدت هاست در حجم نبودن کسی خشکیده ام.....!!!!

شهادت امام رضا (ع)بر همه شیعیان تسلیت باد....
درمان عجیب
عصر حضرت رضا (ع) بود، یكی از شیعیان با كاروان خراسان به سوی كرمان می رفت ، در راه ، باندی از دزدهای سرگردنه ، به كاروان حمله كردند و آن شیعه را به احتمال یك نفر ثروتمند گرفتند و با خود بردند، تا آنچه دارد؛از او بگیرند، او را در میان برف انداختند و دهانش را پر از برف نموده و شكنجه كرند و او بر اثر آن شكنجه ها، از ناحیه دهان ، آسیب سخت دید، و زبان و لبهایش ، زخم و شكاف برداشت و با این حال به خراسان بازگشت و هر چه مداوا كرد خوب نشد، او شنید كه حضرت رضا (ع) در نیشابور است ، در عالم خواب دید، شخصی به او گفت :حضرت رضا (ع)به خراسان آمده ، نزد او برو تا تو را در مورد درمان این بیماری ، راهنمائی كند، در همان عالم خواب خود را به حضور امام رضا (ع) رسانید و ماجرای بیماری خود را بیان كرد. حضرت رضا (ع) فرمود: مقداری زیره كرمان را با اویشان و نمك مخلوط كن و بكوب ، و روی زخم دهان بگذار دو سه بار این كار را تكرار كن كه خوب می شوی . او از خواب بیدار شد، و به آنچه در خواب دیده بود، اهمیت نداد و به نیشابور رفت تا به حضور حضرت رضا (ع) برسد، در آنجا گفته شد حضرت رضا (ع) اكنون در كاروان سرای سعد است او به آنجا رفت و بعد به محضر آن حضرت ، شرفیاب شد و ماجرای زخم دهان خود را بازگو كرد و گفت : به قدری دهانم آسیب دیده كه با زحمت و سختی حرف می زنم ، داروئی را به من نشان بده ، تا با آن ، خود را درمان كنم . امام رضا (ع) فرمود: مگر آن دوا را در عالم خواب به تو معرفی نكردم ، برو به همان دستور عمل كن ! او عرض كرد: آن دستور را بار دیگر برایم بیان كن . حضرت رضا (ع) فرمود: مقداری زیره را با اویشان و نمك ، مخلوط كن و بكوب و دو سه بار بر دهانت بگذار، خوب می شوی او رفت و همین دستور را انجام داد و سلامتی خود را بازیافت.
داستانهای شنیدنی از چهارده معصوم(علیهم السلام)/ محمد محمدی اشته


[ جمعه 22 دی 1391 ] [ 06:42 ب.ظ ] [ sara ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه