تبلیغات
داستان زیبا - زندگی و مرگ ......

داستان زیبا

دیــر بـــاریدى بـــاران...!!!!! دیر!!!! من مدت هاست در حجم نبودن کسی خشکیده ام.....!!!!

زندگی و مرگ ......
دوستای گلم سلام.....راستش نمیدونم چی باید بگم...حالم اصلا خوب نیست....چند لحظه پیش خبری رو شنیدم که واقعا شوکه شدم....خبر از دست دادن یکی از اقوام رو شنیدم..کسی که توی مهربونی و دلسوزی توی فامیل نظیر نداشت...نباید میرفت...نباید همه رو تنها میگذاشت..وفات توی چنین روزی و درست موقعی که بارون و رحمت خدا بر زمین می باره سعادت می خواد..بارون!!!!!!..
نمیدونم چرا اینا رو دارم این جا می نویسم..گفتم بیام تو وب بنویسم شاید یکم اروم بشم....نمیدونم...نمیدونم ...حالم از این دنیا بد میشه.....
خسته ام..واقعا خستم....این دنیا خیلی بی رحمه.....همیشه بهترین هارو از آدم میگیره.....
....ببخشید اگه همه رو ناراحت کردم...واقعا معذرت می خوام......
امیدوارم هیچ کس عزیزی رو از دست نده.....آمین....

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم....


[ سه شنبه 10 بهمن 1391 ] [ 10:36 ب.ظ ] [ sara ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه